‌‌‌دردی‌ که قلبم را می‌فشارد

نگاهی به تابلوی«کلک بازماندگان کشتی مدوسا»

نگاهی به تابلوی«کلک بازماندگان کشتی مدوسا»
مرتضی گودرزی‌ فضای هنر معاصر و زبان نوین تجسمی، تفاوت فراوانی با گذشته کرده است‌.
چهارشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۴
کد خبر :  ۱۶۷۶۴۳

مرتضی گودرزی‌

فضای هنر معاصر و زبان نوین تجسمی، تفاوت فراوانی با گذشته کرده است‌. به عقیده برخی، آنچه که در مقوله هنرهای تجسمی مربوط به اعصار گذشته‌ است، دیگر کاربردی امروزین‌ ندارد‌ اما هستند آثار ماندگاری که نه تنها در عصر کنونی بلکه تا قرنها همچنان، پر رمز و راز، با تمام ارزشهای زیباشناسی و سرشار از امتیازات یک اثر هنری باقی خواهند ماند. تابلوی «کلک بازماندگان‌ کشتی مدوسا» از معدود آثاری است که ویژگیهایی این‌ چنین را بخوبی در خود جای داده است.

شاید چندان اهمیتی نداشته باشد که بدانیم ژریکو، نقاش این تابلو و خالق لحظات جانفرسای آن‌، در‌ کجا و چه زمانی می‌زیسته است اما یادآوری این نکته ضروری می‌نماید که انسانهایی وجود دارند که از بدو تولد به ادای رسالتی برتر و فراتر از وظیفه بشرِ عادی فراخوانده شده‌اند‌. آنچه‌ در پیش رو دارید، نگاهی کاوشگرانه، دردمند و جسورانه نسبت به واقعه‌ای جانگداز است که بیننده را در فضای خود رها ساخته، به همراه سرنشینان آن کلک، از صدای وحشتناک‌ تلاطم‌ دریای خروشان‌ بر خود می‌لرزاند. اثری با ویژ‌گیهای هنری بسیار که جایگاه خود را در تاریخ هنر تصویری جهان تثبیت نموده است.

تئودور ژریکو(1791ـ1824) از نقاشان رمانتیک‌ فرانسه‌ بود‌ که علی‌رغم سن کم، در‌ فرانسه‌ دوره‌ ناپلئون که سرشار از حادثه و مسائل گوناگون بود، توانست آثاری درخشان و ارزشمند بیافریند. زندگی کوتاه اما سراسر رنج او در جای‌ جای‌ آثارش‌، با‌ هماهنگی درخشان رنگ و فرم بر پهنه بوم متجلی‌ شده‌ و تسلط ماهرانه او بر عوامل و امکانات بصری می‌توانست تأثیرات عمیقی بر بیننده گذاشته، او را در افقی که مدّ نظر‌ هنرمند‌ بوده‌ قرار دهد.

سفرهای متعدد ژریکو به ایتالیا و انگلستان و پژوهش در‌ آثار اساتید آنها، باعث پر بارتر شدن او گردید. گرچه عطش وی برای یافتن حقایق، تنها در مقوله رنگ و فرم‌ و فضا‌ جای‌ نمی‌گرفت با واقعه کشتی مدوسا، ژریکو فرصت آن را یافت تا‌ اثری‌ ارزشمند بیافریند و همه تواناییهای خود را در خلق یک اثر هنری و دردمندیهای نهفته در روح حساس‌ خویش‌ را‌ به یکباره بر بوم نشاند.

کشتی دولتی مدوسا که حامل مهاجران الجزایری‌ بود‌، در‌ اثر بی‌مبالاتی و سهل‌انگاری ناخدای اشراف‌منش آن، در حوالی ساحل غربی آفریقا گرفتار امواج خروشان‌ دریا‌ گردید‌ و غرق شد. تعدادی از سرنشینان این کشتی، با استفاده از تخته‌پاره‌های آن کلکی ساخته‌، پس‌ از چهل روز رنج و وحشت، مرده و زنده به کمک یک کشتیِ نجات به‌ ساحل‌ رسیدند‌. این فاجعه، باعث بهره‌برداری سیاسی مخالفان دولت شد و موج انتقادات به سوی دربار روان‌ شد‌. ژریکو در این میان به بیان تصویری و مصائب آن همت گماشت و اثر ماندگار و ارزشمند‌ خویش‌ را‌ آفرید.

حرکت مطالعاتی ژریکو، در آفرینش این اثر بسیار حائز اهمیت است. وی برای جست‌وجوی‌ بیشتر‌ و بهتر از چگونگی حادثه و تهیه مصادیق عینی، با نجات‌یافتگان کلک به گفت‌وگو‌ و مصاحبه‌ نشست‌. از لحظه‌لحظه آن‌چه که بر آنها گذشته بود، یادداشت برداشت. وضعیت دریا و حرکات امواج و تخته‌پاره‌ها‌ را‌ مطالعه‌ کرد. از روی چهره بازماندگان کلک طراحی و حتی تصاویری از صورت مردگان‌ آن‌ ثبت نمود. ژریکو آن‌گاه از نجار کشتی درخواست کرد تا کلکی شبیه به آنچه که حادثه‌ بر‌ روی آن اتفاق افتاده بود برایش بسازد. بیش از چهل طرح رنگی‌ مطالعاتی‌ و دهها طراحی بزرگ و کوچک، وی را برای‌ یافتن‌ فضایی‌ مناسب یاری کرد. حاصل این مطالعات، منجر‌ به‌ خلق اثری شگفت‌آور شده است که همچنان جایگاه خویش را در عرصه هنر‌ جهانی‌ حفظ کرده است. هر اثر‌ هنری‌ معمولا با‌ تفسیر‌ منتقدین‌، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ هنر می‌یابد‌ اما‌ این اثر درخشان، خود مفسر خویش است و منتقد نمی‌تواند چیزی بر آن‌ بیفزاید‌ که نقاش به زبانی بهتر بیان‌ نکرده باشد.

ارسال نظر